40

از وقتی گوشیم سوخته ابعاد جدیدی از حیات (و همچنین حیاط) در مقابلم گشوده گشته (با همین ادبیات)

+بسوزید و بسوزانید باشد که رستگار شوید

39

همش یه حسی بهم میگه زندگیم قراره با یه تکون شدید وارد فاز جدید و خوفناکی بشه 
حس شیشم ام در اینجور موارد معمولا کارش درسته
یه صدایی تو گوشم میگه هرچی مفت خوردی بسه، دیگه نوبت توئه

+میدونی وقتی یکی پشتت نباشه که بهش دلگرم بشی، قبل اینکه بازی شروع بشه میبازی

38

زین پس به جای واژه زشت و دور از ادب "گشاد" بگویید: گسترده، یا: وسیع

+در جهت توجه به تذکرات اخلاقی دوستان

36

اومدم یه نرم افزار نصب کنم، به شونصد زبان زنده و مرده عالم ترجمه داشت الا فارسی

اونجا بود که به ایرانی بودنم افتخاری کردم که کوروش نکرد

یعنی ابعاد سوزش کونشون از پارسیان مسلمان قابل احصا نیست


+عیب یوخ داداچ

تو فکر کن ما الان خیلی بدبختیم که نرم افزار به زبونمون نیست


محموتی فرمود: آبو بریز اونجا که میسوزه

35

یکی از چیزایی که عمیقا بهش معتقدم لباس گشاده، کلا گشاد بودن در زندگی من بیشتر از خودم نقش ایفا کرده، لباس هرچی گشادتر قشنگ تر، و البته وقتی لاغری لباس گشاد بیشتر بهت میاد، مثلا تا وقتی دامن هست شلوار چی میگه؟ تا وقتی شلوارِ هشت جیبِ گشاد هست ساپورت چیه؟ لذا همینجا توصیه میکنم لذت زندگی رو با پوشیدن لباس گشاد تجربه کنید

قضاوت دیگرانو هم به آئورت چپتون ارجاع بدید

34

آقاجان فرانسه مهد دموکراسی و برابری حقوق زن و مرد بوده، هست و خواهد بود

بجان خودم

نشون میداد با همون قدرت که مردا رو میزدن زنا رو هم میزدن

اصلا تبعیض جنسیتی کدوم خریه؟

حالا هی بیاید اسلامتونو از درازا و پهنا بکنید تو حلق ملت


+والاع

33

موندم کره ای ها خالی بندترن یا هندیا

به جان خودم میشه کشته شدن با موز رو باور کرد

ولی رابطه های عشق پاک کره ای ها رو عمرااااا نمیشه 

بعد 143 قسمت و شونصد سال رابطه عاشقانه و هم خونه بودن، فقط یدونه لب ؟؟؟؟؟!!!!

چطوووور ممکنه آخه؟؟!!


+یه چی بگو بگنجه

32

نهایت اسفناکی یک زندگی یعنی اتفاقی که چند وقت پیش واسه من افتاد، از اول هفته تکون میخوردم میگفتم پنج شنبه، آخر هفته تولدمه هرکی میخواد کادو بگیره در جریان باشه، آخر هفته شد دیدم هیشکی به هیچ جاشم نیست که من بدنیا اومدم.

دم غروب بود گوشی موسسه رو برداشتم به کمیل زنگ زدم، ازونجا که حتی وقتی جون جونی بودیم هیچ وقت تاریخ تو مغزش جایی نداشت بعد سلام فورا گفتم فردا تولدمه بهم تبریک بگو، اونم کلی تشکر کرد از اوج با جنبگی من و قول کادو رو بهم هدیه کرد.

فرداش داشتم تقویم رو نگاه میکردم دیدم چهارشنبه تولدم بوده نه پنج شنبه، خودم از اینهمه دقت و توجهی که برای تولدم بخرج داده بودم به شعف اومدم. در همین حال بودم که کمیل زنگ زد، دوباره تولدمو تبریک گفت، منم با کمال خونسردی اشتباه محاسباتیمو براش تعریف کردم، یعنی مرده بودم از خنده، کمیل میگه تو که انقدر منگولی که تولدت به چپتم نیست چرا بقیه رو میکنی تو گونی اگه یادشون بره؟

البته همه میدونن من دنبال تبریک نیستم بلکه بنده ی پولم ولاغیر

31

قریب به یکماه میشه که برای یک کار اداری مزخرف دارم امروز و فردا میکنم و البته هنوز دلایل متعدد دیگه ای برای انجام ندادنش دارم که اگه بخوام از هرکدوم یکبار هم استفاده کنم، تا سه چهار ماه دیگه جوابگوی گشادیم هست

تا ببینیم خدا چی میخواد

30

انقدر یه آهنگو گوش بدی که عوق بزنی


+تنها راه ادا کردن حق موزیک

در تناقضات اینجا گیر نکنید،
قضاوت نکنید،
نگاهتان به اشیا و آدمها عوض نشود،
خودتان باشید،
نویسنده بشدت متناقض نماست

از اینجا ببینید